تبليغاتX
کویر در میخانه
نخند بیچاره...
فکر نکنید زیر قولم زدم و تخته ی اینجا رو شکستما

فقط اومدم بگم که من اینجا هستم

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 17:6  توسط من | 

        "این وبلاگ تخته شد"

سلام خوانندگان عزیز و محبوب!

با اینکه خیلی ها می گفتند اگر طنز نویسی رو ادامه بدم خیلی خفن پیشرفت خواهم کرد ولی من که قرار نبود طنز نویس بشم و گرنه دانشگاه و درس و مشق رو انتخاب نمیکردم پس گور پدر طناز شدن و طنز نویسی(البته نه با این شدت)امروز پس از یک سال طنز نویسی البته در سطح خودم که خیلی هم ضعیف بود تصمیم گرفتم عطای این حرفه رو به لقائش ببخشم و برم سراغ بقیه ی کارهام.البته برخلاف تصور بقیه وبلاگ نوشتن وقت زیادی رو از من نمیگرفت شاید اگر سر جمع حساب میکردم برای هر پست با تایپ و پرداختن سوزه و سوزه یابی و این حرفها نیم ساعت وقت از من گرفته می شد ولی چه کنم که دیگه نمیخوام طنز بنویسم.البته فعلا به دلیل تعهدی که به خبرگزاری قدسنا دادم و همینطور کینه ای که از یهود و صهیونیسم در دل دارم و مهمتر از همه!!امرار معاش مجبورم تو قدسنا هفته ای دوتا مطلب طنز بذارم رو سایت ولی دیگه وبلاگ و روزنامه و هفته نامه و این حرفها رو بی خیال.

در ضمن اگر به هر دلیلی پست های من کسی رو اذیت کرده و یا به کسی تو این وبلاگ بی احترامی شده مطمئن باشید هیچ منظوری در کار نبوده لذا ما رو حلال کنید(چقدر رمانتیک!!!

حالا از شما خوانندگانی که حتی یک بار هم وبلاگ من رو خوندن تقاضا دارم اگر حرفی از قبیل انتقاد یا پیشنهاد به من تو هر زمینه ای دارید ممنون میشم برام کامنت کنید(یا خصوصی یا علنی!)

دوستتون دارم

التماس دعا از همه

خداحافظ

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 13:23  توسط من | 

همانطور که اعلام کرديم و تازه منابع خبري اعم از خبرگزاري ها و روزنامه ها و غيره ها نيز اعلام کردند قرار بود در يک پست جداگانه دوست داشتني هايم را براي شما خوانندگان حکيم وبلاگم بنويسم تا خيلي از ابهامات روشن شود.

قابل ذکر است اين مورادي را که ذکر ميکنم همه ي آن چيزهائي نيست که من دوست دارم چون خيلي از آنها را نميشود در وبلاگ نوشت.

پس من اين موارد را دوست دارم:

1- وبلاگ نوشتن

2- دستمال کاغذي شکوه

3- قرمه سبزي اي که زن دائيم درست ميکنه

4- کار فرهنگي

5- کله شقي هاي الف-صاد ملقب به احسان صيد افکن

6- پژو206

7- بابام

8- تصور کنيد که يه آدم چقدر ميتونه باباشو دوست داشته باشه.تصور کرديد؟!حالا من"لبو" رو از بابامم بيشتر دوست دارم

9- خنده هاي نرگس جان عمو

10- پيرمرده و پيرزنهائي که دندون ندارن و راه به راه فک ميزنن

11- دکتر پاشا

12- سربه سر بچه کوچولوها گذاشتن

13- گل کاکتوس چون کسي دوستش نداره

14- گروههاي مطالعاتي از جمله گروه مطالعاتي

15- ديوان حافظ

16- مسخره بازيهاي مهران مديري

17- کشف رابطه موجود بين يهود و جهاني سازي

18-کل کل کردن با راننده تاکسي ها

19- حسي رو که پس از به موقع رسيدن به مترو بهم دست ميده

20-مرغ همسایه که همیشه غاز بوده

21- ....(اين گزينه رو بيشتر از همه دوست دارم)

در ضمن اينجا رو هم ببينيد تا بدونيد من فقط طنز نمي نويسم  

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 12:0  توسط من | 

به نام خدا و به ياد شهيدان قلم در دست ميگيرم و انشاي خود را آغاز ميکنم(ياد کلاس پنجم بخير)

هفته گذشته استاد عظيم و وزين و حجيم و رشيد و بزرگوار جناب حضرت يوسفعلي ميرشکاک علي نبينا و عليه السلام در کلاس اسرار و ابزار طنز پردازي به عاشقان عرصه طنز فرمودند مطلبي درباره اين سوال که"آيا مغز به درد ميخورد؟"بنويسيد تا هم خدا خشنود شود و هم مشت محکمي بر دهان صهيونيزم بي همه چيز باشد.

من نيز اطاعت کردم و اين را نوشتم(خدائي دوساعت قبل از کلاس ميرشکاک يادم افتاد و تو کلاس پاشا نوشتمش)

در گذشته هاي دوردست زمانيکه افلاطون بر امپراتوري چين حکمراني مي کرد با پيشرفت علم از يک سو و بروز فساد در کليسا نيز از همان سو دين به حاشيه رانده شد به همين دليل ما در پاسخ به اين سوال چند نوع و يا حتي چندين نوع اظهار نظر ميتوانيم از خود ول کنيم.

 

اولين پاسخي که بلافاصله پس از شنيدن اين سوال به ذهنمان متبادر مي شود اين است که چرا به درد نميخورد؟خيلي هم به درد مي خورد.اصلا دواي هر درد بي درمان است.تازه خيلي هم خوشمزه است.مگر ميشود ساعت 6صبح به طباخي سقراط!واقع در خيابان مطهري برويد و يه قلب سير کله پاچه بخوريد ولي مغز نخوريد؟اصلا از خود ميرشکاک مي پرسيم که اين سوال را مطرح ميکنند.آقاي ميرشکاک انصافا گذشته شما خودتان مغز دوست نداريد؟پس چرا اين سوال را مي پرسيد؟نکند ما ار مسخره کرده ايد؟خجالت هم خوب چيزي است.

 

دومين پاسخي که آن هم بلافاصله پس از شنيدن اين سوال به ذهنمان متباور ميشود اينست که بگوئيم بله مغز به درد ميخورد.زيرا اگر مغز نبود ما با مفهوم مغز آشنا نميشديم و به طريق اولي با مفهوم مغز خر هم آشنا نميشديم و لذا نميتوانستيم به کسي که زياد حرف ميزند بگوئيم"مگر مغز خر خوردي؟"

 

سومين پاسخي که با کمي فاصله پس از شنيدن اين سوال به ذهنمان متواتر ميشود اينست که عرض کنيم نخير مغز به درد نميخورد و اگر کسي از ما پرسيد دليلتان براي اين مدعا چيست؟بگوئيم به شما ربطي ندارد نظر خودمان است!!!

 

 چهارمين پاسخي که اصلا پس از شنيدن اين سوال به ذهنمان متواصر نميشود اينست که در ساختار بروکراتيک سازمانهاي رسمي که در متن جوامع پيشرفته واقع شده اند عقلانيت مبناي رفتار افراد قرار ميگيرد.همانطور که عرض کرديم اين پاسخ در جواب سوال ديگري مطرح شده بود و ما براي طولانيتر شدن مطلبمان آنرا ذکر کرديم لذا ما را حلال کنيد.

 

پنجمين پاسخي که يک هفته پس از شنيدن اين سوال به ذهنمان متواجر ميشود اينست که بگوئيم:        

 در اين ديار عقل ره ندارد                                  تفاوتي گدا و شه ندارد

 

يا اينکه بگوئيم:

 

پاي استدلاليان چوبين بود                                                  پاي چوبين هم به درد نميخورد!!!

 

لذا مغز هم به درد نميخورد

 

ششمين پاسخي که معلوم نيست پس از شنيدن اين سوال به ذهنمان متوامر شود اينست که ابتدا مغز را مترادف و هم معني عقل بگيريم و بگوئيم عقل هم ميتواند به درد بخورد و هم ميتواند به درد بياورد.عقل وقتي به درد مياورد که مصداق «افلا يعقلون»باشد و همينطور آک بند و دست نخورده باقي بماند.و در يک حالت هم به درد ميخورد که آن قصه سر دراز دارد و در اين مقال نميگنجد.

پس ما لزوما بايد از اين مطلب اين طور نتيجه بگيريم که:

 

اي که عقلت ميرسد کاري بکن                                                پيش از آن کز تو نيايد هيچ کار

يا اگر هم عقل آدم خيلي کار بکند به اين نتيجه ميرسد که:

 

                          عاشق شو ورنه روزي کار جهان سرآيد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 14:4  توسط من | 

چند روز پيش يعني دقيقا ديروز بعدازظهر يكي از خوانندگان عظيم وبلاگم طي كامنت خصوصي به بنده پيامي رو منتقل كردند كه بنده متن كامل آن پيام را برايتان نميگذارم ولي براي اينكه نميريد مضمون اون كامنت رو براتون نقل قول ميكنم"سلام آقاي اقبالي لطفا ادامه اون پست متنفرم رو تو وبلاگتون بذاريد"خدائيش مضمون پيام اونطور كه من فهميدم همين بود(اظهار لطف كه جزءمضمون پيام محسوب نميشه)لذا من هم با توجه به احترام خفني كه به اين خواننده حجيم وبلاگم دارم بهش حال ميدم و ادامه منفوراتم رو تو وبلاگ ميذارم.

من خيلي از اين موارد متنفرم

1- مرد فمنيست

2- توالت فرنگي خونه ي ك.ف

3- چاپلوسي

4- اين خانمهائي كه پس از شنيدن نكته ي تازه اولين چيزي كه به ذهنشون ميرسه اينه كه بگن"اَه چه جالب!"

5- متروي ساعت 19:18دقيقه

6- سحر ولد بيگي وقتي افغاني صحبت ميكنه

7- روزنامه ي صبح صادق كه براي سپاهه و پنج ميليون تيراژ داره

8- خدمات كامپيوتري محله مون كه فقط كار تايپي و فتوكپي را بلده

9- پيمانكار شهرداري منطقه 9

10- بچه سوسولي كه نمره گرفتن از همه چيز براش مهمتره

11- كاندوليزارايس

12- پيازداغ

13- گربه هاي زبون نفهمي كه يه ذره آداب معاشرت بلد نيستند

14- كسي كه پول دستي از آدم ميگيره و بعد جواب سلامت رو هم نميده

15- دارندگان پيكانهاي مدل 57كه تو خط كرج- ونك كار ميكنند

16- آدمهاي ظاهر بين

17- كانديداهاي خالي بند

18- كسي كه همه ي اشعار مولانا رو حفظه ولي اندازه خروس هم حاليش نيست و فكر ميكنه مولانا وحي منزله و عارف كامل كسيه كه اشعار مولانا يا شمس رو بخونه(از اين آدم خيلي بدم مياد)*

19- ضربه ي جامپينگ رانبگ هوكيك كه من هيچ وقت تو باشگاه نميتونستم درست بزنم

20- مجددا گزينه 4

*اين مورد رو جدي گفتم.مولانا وحي نيست تازه....

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 22:1  توسط من | 

امام راحل فرمودند:هر گاه دشمن از شما تعريف و تمجيد کرد بدانيد که جائي از کار شما ايراد دارد

بعد از خواندن اين جمله،متن زير را بخوانيد و خودتان هر قضاوتي که دلتان خواست بکنيد.

چند روز پيش يکي از کارشناسان فعال و مجهول الهويه و نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي به نام احمد.ش که التماس کرد نامش فاش نشود ولی من میگویم که نامش احمد شیرزاد است در يک اظهار نظر به شدت کارشناسانه گفته بود که"انرژي هسته اي در هر صورت به زيان ملت ايران و آينده اين سرزمين خواهد بود" به گفته شاهدان عيني و ذهني ماجرا، ايشان که معلوم نبود در چه جمعي سخنراني ميکرد اذعان داشت"چه کسي گفته است انرژي هسته اي براي پيشرفتهاي کشاورزي و صنعتي و پزشکي خوب است نه خير بنده به عنوان يک استاد فيزيک اتمي به شدت اين ادعا را تکذيب ميکنم و اعلام ميکنم نه تنها خوب نيست بلکه خيلي هم بد است"ايشان در پاسخ به اين سوال خبرنگاران که پرسيدند:دلايل شما براي اين ادعايتان چيست؟ گفت:"چي؟ با من بوديد؟ و وقتي خبرنگاران گفتند بله با شما بوديم گفت:خب تو کتاب فيزيک نوشته!!".

ايشان که سعي ميکرد آرامش خود را حفظ کند همچنين با صداي بلند فرياد زد"فقط نفت نيست که تمام ميشود بلکه انرژي هسته اي هم يک روزي تمام خواهد شد پس چه دليلي دارد که چيزي را که يک روزي تمام خواهد شد به دست بياوريم!!!"ايشان پس از گفتن اين جمله وقتي با خنده حضار مواجه شد متوجه بي معني بودن حرف خود شد و بلافاصله افزود"البته منظورم اين نيست که نداشته باشيم ولي خب وقتي تمام ميشود به چه دردمان ميخورد...نه نه نه حواسم نبود ميخوام بگم که وقتي انرژي هسته اي در راستاي اهداف منشور سازمان ملل و در روند جهاني سازي به وسيله وسايل ارتباط جمعي در افزايش نرخ توليد سرانه در کشورهاي جهان سوم رويکردي استراتژيک خواهد داشتند"!!!ايشان بدون توجه کردن به نگاههاي معني دار مردم به خودش ادامه داد:"تازه دولت ايران به مردم دروغ هم گفته است چون بنده خودم شخصا مطمئن هستم که به جان مادرم ايران دنبال بمب اتم ميباشد و به استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي نمي انديشد"طبق اخبار گزارش شده از اين سخنراني،حضار پس از خارج شدن از مجلس به يکديگر پچ پچ ميکردند و با دست به احمد.ش اشاره ميکردند و با تعجب او را نگاه ميکردند.

قابل ذکر است به دليل اينکه هيچ يک از خبرگزاري ها و روزنامه ها صحبت هاي ايشان را منعکس نکردند و با عنايت به اينکه آقاي احمد.ش تبحر زيادي در مصاحبه و مصافحه و مجالسه و مراوده و مساعده و از اين جور حرفها با اسرائيليها دارد مجبور شد متن کامل سخنراني خود را که واکمن شخصي خويش ضبط کرده بود در اختيار تارنماي وزارت خارجه اسرائيل قرار دهد و جالبتر اينکه اسرائيليها پس از تشويقهاي مکرر وي مطالب او را با تيتر بزرگ و فونت زيبا در تارنماي خود منتشر کردند و چه جمله حکيمانه گفت امام راحل...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 12:7  توسط من | 

همانطور که ميدانيد کنفرانس فراجهاني صلح چند روز پيش با حضور متوليان تسخيري برقراري عدالت و صلح در جهان در شهرستان آناپوليس برگزار شد و به گفته شاهدان عيني اين کنفرانس به قدري موفق برگزار شد که حاضران از فرط خوشحالي دلشان قيژ رفت و تماشاگران که در پوست خود نميگنجيدند با کف زدن و تشويق کردنهاي بسيار فضاي معنوي مجلس را متحول کردند.به همين مناسبت فرخنده تصميم گرفتيم مسابقه فرخنده اي را براي شما خوانندگان عزيز و فرخنده برگزار کنيم و تا آنجائيکه جا داشته باشد به شما جوايز فرخنده اي را اعطا کنيم.

 

عزیزانی که بهترین پاسخ را به سؤالات این مسابقه بدهند به قید قرعه از جوایز زیر بهره مند خواهند شد.

جايزه نفر اول:بهرمند شدن از فرآورده هاي کنفرانس پائيزي صلح تا پايان سال 2008

جايزه نفر دوم:دريافت جواز حضور در کنفرانس صلح جهاني بعدي که زمانش فعلا مشخص نيست اما برگزار شدنش حتمي ست.

جايزه نفر سوم:مجموعه کامل سخنرانيها و تحليلهاي منشه امير درباره مسائل مختلفي از جمله کنفرانس صلح،اعياد باستاني يهود،دموکراسي در جهان،بحران محيط زيست،صنعت و مدرنيته،مهاجرت در آفريقا و موجودات ريز اقيانوس اطلس.(آخرش هم نفهميديم اين يارو چيکاره ست)

نکته:لطفا پاسخ صحيح را به شماره اي بهتان اعلام نخواهيم کرد با پيامک ارسال کنيد.

 

1-کنفرانس آناپليس به پيشنهاد چه کساني برگزار شد؟

الف- طرفدران پروپاقرص برقراري صلح در کهکشان راه شيري

ب- سازمان مجهول الهويه اي که مجري انحصاري برگزاري اينجور کنفرانسها مي باشد.

ج- همانهائي که طرح نقشه راه را برگزار کردند و دنيا را پر از عدالت و صلح کردند.

د- همه موارد

 

2- کنفرانس فراجهاني صلح چه نتايجي را در بر داشت؟

الف- انواع و اقسام صلح را در جهان تفسير ، تبيين و اجرا کرد

ب- نتايج زيادي را به همراه داشت ولي به دلايل زيادي از ذکر آنها معذوريم

ج- يوم يعرف المجرمون بسيماهم يعني مرد از نامرد شناخته شد

د- مگه قرار بود نتيجه اي هم داشته باشه؟

 

3- کداميک از عبارات زير صحيح تر است؟

الف- کنفرانس صلح فيلمنامه اي تراژيک بود که تنها تکرار شکستهاي گذشته را به نمايش گذاشت

ب- گزينه الف

ج- گزينه ب

د- همه موراد

 

4- در جاي خالي کلمه مناسب را قرار دهيد.

جرج بوش:ما تا پايان سال.......نه تنها مشکل فلسطين بلکه مشکل جهان را نيز حل خواهيم کرد به جان مادرم!

الف- 2008

ب- 3008

ج- 4008

د- متعاقبا اعلام خواهد شد!!!

 

5- کارشناسان در تحلیل کنفرانس صلح چه گفته اند؟
الف- اعراب با کل و ههلهله 60 سالگی "اسراییل" را با دلارهای نفتی جشن گرفتند
ب- پذیرائی در این کنفرانس به مراتب بهتر از کنفرانس قبلی بود!!
ج- اولمرت از ترس پلیس به اناپولیس گریخت
د- مرگ بر فمنیسم(به ما ربطي نداره اين هم يک نظر کارشناسانه بود)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 12:30  توسط من | 

به دلیل اصرارهای بسیار زیاد خوانندگان حجیم وبلاگم و علی الخصوص استاد احمدنیا مبنی بر گذاشتن پستی برای شلغم و همچنین بیرون کشیدن از داخل فمنیسم تصمیم گرفتم امروز برای شلغم شعر گونه ای بسرایم تا مراتب ارادتم را به شلغم و همچنیم به خوانندگان وسیع وبلاگم علی الخصوص دکتر احمدنیا اعلام بدارم.

در رثای شلغم:

آه ای شلغم

تو اگر نمیبودی من هم نمیبودم

آه شلغم

چگونه از تو بسرایم وقتی قدر نمیدانم تو را

من در لابلای ماهیهای غزل آلا

و میان انبوه کرکسهای لاشخور گنده دماغ

تو را می جویم!!!

آه ای همدم همیشگی من

آب بینی من از فراق بوخور تو

بر لبانم جاریست

و تو اما...

آه شلغم

هیچ میدانی همه ی مردم

چه فمنیست و چه غیر فمنیست

با تو شاد میشوند و بی تو غم به سراغشان میاید؟

آری

تو میدانی اما باز هم کلاس میگذاری

ای شلغم

گوش کن ببین چه میگویم

یا با منی و یا علیه من

ای شلغم زبان نفهم!

مگر نگفتم خودت را در اختیار فمنیستها قرار نده

پس چرا باز تو را در سبد آن زن فعال

دیروز صبح

در هنگام خرید از مغازه عروجعلی

که روی لباسش حک شده بود "ما زنده ایم تا حقمان را بگیریم"

دیدم؟

ای شلغم!

به جان پدرانم

دیگر دوستت ندارم

ای شلغم

خیلی خری

اصلا حالا که اینطور شد

باز در مورد فمنیست مطلب خواهم نوشت

حتی اگر وبلاگ را فیلتر کنند.

در ضمن به وبلاگ های گروه مون سر بزنید 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 10:12  توسط من | 

همانطور كه ميدانيد يا اگر هم نميدانيد بهتر است بدانيد روزبه روز به انتخابات مجلس شوراي اسلامي نزديكتر ميشويم و اين انتخابات به دلايل متعدد كه الان قابل ذكر نيست(قابل ذكر نيست ديگه پيله نكنيد لطفا)از اهميت بسيار بالائي برخوردار است و از طرفي احزاب و جناحهائي كه در كشور ما وجود دارد و هر كدام به شدت دغدغه خدمت به مردم را دارند!! در صدد هستند هر طور كه شده در اين انتخابات گوي سبقت را از ديگر احزاب قاپيده و خودشان بر كرسيهاي سبز خدمت رساني تكيه بزنند و براي رسيدن به اين اهداف والا از هيچ تلاش و كوشش و جوشش و پويش و كرنش و عدم سازش و تابش و اين جور حرفها دريغ نميكنند.لذا براي روشنتر شدن مواضع احزاب در مورد انتخابات و همينطور قرار گرفتن در جريان فعاليتهاي آنان هر هفته قصد داريم به سراغ يكي از احزاب مهم كشور رفته و با فرمانده آن حزب مصاحبه اي را انجام دهيم باشد كه مورد رضايت شما هموطنان كشور عزيزمان قرار گرفته و توشه ي خيري براي قيامت ما واقع شود.

از آنجائيكه چند روز پيش يكي از فعالان حزب فعال و هميشه در صحنه ي فعال تازه تاسيس شده ي فعال موسوم به حزب همكاري در مصاحبه اي با دانشجويان كه در يكي از روزنامه هاي صبح كشور نيز چاپ شد توصيه هائي را به دانشجويان فعال و هميشه در صحنه ي فعال كشورمان در آستانه انتخابات كرده بود ما نيز تصميم گرفتيم براي ابتداي كار به سراغ اين عضو فعال و هميشه در صحنه ي فعال اين حزب خيلي خيلي فعال رفته و با ايشان در مورد مسائل روز كشورمان مصاحبه اي را ترتيب دهيم.در ادامه متن كامل مصاحبه انجام نشده ما با اين عضو فعال هميشه در صحنه ي فعال حزب فعال را ميخوانيد.

-سلام

-من هم سلام عرض ميكنم خدمت شما و هم ميهنان عزيز كشورم بويژه دانشجويان عزيز كه تنها سرمايه ي حزب ما هستند و از آنها تقاضا ميكنم ما را در اين شرايط حساس و وانفسا تنها نگذارند به خداوندي خدا قسم ما شما را دوست داريم و دربه در دنبال راهي براي خدمت رساني به شما ميگرديم.دانشجوي قهرمان     تا آخر خط بمان!

-لطفا خودتان را معرفي كنيد و بفرمائيد چند سال است كه در عرصه سياست فعاليت ميكنيد؟

-در مورد قسمت اول سوالتان بايد بگويم كه به دلايل امنيتي بنده نميتوانم خودم را معرفي كنم.ولي در مورد قسمت دوم سوالتان عرض كنم كه من در حدود چندين سال است كه مشغول به خدمت كردن به مردم به خصوص دانشجويان فعال كه تنها سرمايه ي حزب ما هستند مي باشم.

-ممنون از پاسخ دقيقتان!لطفا بفرمائيد مهمترين فعاليتهاي شما در حزب فعال و هميشه در صحنه تان چه بوده است؟

-خواهش ميكنم.والا اينجانب يك دوره نماينده حزبمان در مجلس بوده ام كه در آن زمان خدا شاهده كه كلي به مردم خدمت كردم اگر باور نداريد از دانشجويان فعال كه تنها سرمايه ي ما هستند سوال كنيد مثلا كلي نطق پيش از دستور و پس از دستور و هنگام دستور از من سر زده است و يا كلي طرح به مجلس پيشنهاد دادم كه هر كدامشان ميليادها دلار هزينه برده بود ولي توسط شوراي نگهبان تصويب نشد تازه كلي هم سخنراني در مورد مسائل مختلف از جمله دموكراسي و جامعه ايران،دموكراسي و دين،دموكراسي و دانشگاه،دموكراسي و جهاني شدن،دموكراسي و بهداشت عمومي،دموكراسي و كوچ نشيني،دموكراسي و محيط زيست،دموكراسي و ترافيك و دموكراسي و هرچيزي كه فكرش را بكنيد در دانشگاههاي كشور انجام داده ام.(ايشان فعاليتهاي ديگري را هم اشاره كردند كه به دلايل معلومي از ذكر آنها خودداري كرديم)

- به عنوان يك فعال حزبي فكر ميكنيد مهمترين مسئله اي كه ما در آستانه آن قرار داريم كدام است؟

- من فكر ميكنم الان و هميشه مهمترين مسئله اي كه ما در آستانه آن قرار داريم دموكراسي،آزادي،برابري،مردمسالاري،قرائت هاي مختلف،توسعه،جامعه مدني،دموكراسي و اين جور مسائل است.

- به نظر شما چه راهبردهاي استراتژيكي در مقابل فرايند گلوباليزاسيون ميتوان اتخاذ كرد كه تاثيرات اين فرايند در ساختارهاي اقتصادي و فرهنگي جامعه ما به نحوي كنترل شود كه راه نيل به دموكراسي ناهموار نگردد؟

- ها؟!

- هيچي! پرسيدم انتخاباتي را كه پيش رو داريم چگونه ارزيابي ميكنيد و اينكه چقدر احتمال ميدهيد حزب فعال و هميشه در صجنه ي شما در اين انتخابات پيروز شود؟

- من اميدوارم در اين انتخابات كساني كه لايق خدمت رساني به مردم هستند و دانشجويان فعال كه تنها سرمايه ي حزب ما هستند از آنها حمايت ميكنند راي بياورند.اين مهم نيست كه چه كساني در اين انتخابات پيروز ميشوند مهم اينست كه كساني كه در اين انتخابات پيروز ميشوند از حمايت دانشجويان برخوردار باشند و سوابق درخشاني در زمينه خدمت به مردم داشته باشند.

- به عنوان يك فعال حزبي آن هم حزب فعال و هميشه در صحنه ي همكاري چه پيشنهادي به مردم در آستانه اين انتخابات داريد؟

- بنده به همه مردم به خصوص دانشجويان فعال هميشه در صحنه كه تنها سرمايه ي حزب ما هستند توصيه ميكنم اگر ما در اين انتخابات بوديم كه وظيفه شما همانطور كه معلوم است راي دادن به اصلح ميباشد ولي اگر ما به هر دليل در اين انتخابات نبوديم وظيفه شما مردم بخصوص دانشجويان فعال اينست كه نه تنها در انتخابات شركت نكنيد بلكه با اساتيد دعوا كنيد و هرچي شيشه ميشه جلوي دستتان هست خورد كنيد و كلاسها را تعطيل كرده و پلاكاردهائي را با مضمونهائي كه بعدا به شما خواهيم گفت در دست بگيريد و در خيابانها راه برويد و اگر هم وسعتان نميرسد كه پلاكارد تهيه كنيد از شما درخواست ميكنيم با زدن چسب به دهانتان و راه رفتن در دانشگاه ما را در اين امر مهم ياري فرمائيد.هم اكنون نيازمند شلوغ كاريهاي شما هستيم.

- برنامه هاي شما براي حضور در انتخابات چيست؟

- راستش چه عرض كنم الان كه برنامه اي نداريم ولي خيالتان راحت برنامه تا دلتان بخواهد ميتوانيم از منبعي كه در اختيار داريم تهيه كنيم فقط كافيست مردم به ما راي بدهند برنامه جور ميشود.

- ممكن است بگوئيد كدام منبع؟

- نخير

- چرا؟

- به شما چه ربطي دارد آقاي محترم!شما كار خودت را بكن

- بالاخره مردم كه بايد بدانند.

- لطفا گير نديد.مصاحبه نميكنم ها!

- من كه گير ندادم فقط پرسيدم شما با چه منبعي در تماس هستيد كه برنامه هاي شما براي رسيدن به اهدافتان را تامين ميكند؟

- اصلا حالا كه اينطور شد من مصاحبه نميكنم.خداحافظ

اين مصاحبه به دليلي كه متوجه شديد متاسفانه ناتمام باقي ماند.ان شالله هفته ديگر به سراغ يكي ديگر از احزاب خواهيم رفت با ما همراه باشيد.             

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 20:17  توسط من | 

از آنجائيكه نيمي از جمعيت جهان را زنان تشكيل مي دهند خب نيم ديگر جمعيت جهان را هم مردان تشكيل ميدهند(پيله نكنيد استثناء همه جا هست)و باز از آنجائيكه زنان نقش مهمي در شكل گيري و پيشرفت جوامع بشري در طول تاريخ داشته اند به جان مادرم مردان هم نقش بسيار مهمتري در اين زمينه داشته اند باز هم از آنجائيكه زنان ويژگيهاي منحصر به فردي دارند كه مردان داراي آن ويژگيها نيستند مثل روز روشن است كه حيوانات هم ويژگيهاي منحصر به فردي دارند چه برسد به مردان و حتي از انجائيكه زنان در بوجود آمدن مردان هم نقش مهمي دارند نقش اساسي مردان بخت برگشته در اين زمينه ناديده گرفته ميشود و بالاخره از آنجائيكه زنان آدمهاي خوبي هستند باعث شده است كه مسائل و مشكلات مربوط به زنان توجه خيليها را به خود جلب كرده و هيچ كس به مردان بيچاره توجه نكند.

بعد از جنگ جهاني اول يعني دقيقا فرداي وقوع انقلاب صنعتي در اروپا كه تقريبا سه سال از فرو ريختن برجهاي دوقولو در شهر لاس واگاس آمريكا ميگذشت موجي از اعتراض نسبت به بي عدالتي و تبعيض عليه حقوق زنان در غرب شكل گرفت به طوري كه هر دو روز يكبار زنان به خيابانها ريخته و شعار مرگ بر اسرائيل سر ميدادند و هر بار در بيانيه خود درخواستهائي مبني بر تحويل گرفتن هرچه بيشتر زنان در جامعه،اعطاي امتياز انحصاري حق طلاق به زنان،افزايش مهريه و نفقه و شيربها مطابق با تورم،برقراري عدالت در سهم ارث و ديه و تعداد زوجات و حمايت بي چون و چرا از كوچ نشينان و عشاير!!!را مطرح ميكردند.

اين جريان به دليل اينكه در اعتراض به تبعيض عليه زنان راه اندازي شده بود فمنيسم نام گرفت.فمنيسم از ريشه "phenomena" به معني پديده كه نام يك زن هست گرفته شده است و به گفته شاهدان، پديده نام اولين زني بود كه به تبعيض عليه زنان اعتراض كرد لذا نام طرفداران او را فمنيسم يعني ياران پديده گذاشتند.

ما سعي كرده ايم براي آشنا شدن شما عزيزان با جريان فمنيسم و روشن شدن ابهامات موجود در اين زمينه مصاحبه اي را با يكي از فعالان زن در اين عرصه انجام دهيم.اميدواريم كه شما از اين مصاحبه لذت كافي را ببريد و اگر حال عجيبي بهتان دست داد ما را نيز از دعاي خيرتان محروم نكنيد.

نام:شهلا

نام خانوادگي:فمنيست لو

شهرت:يادمان رفت بپرسيم

سن:طبق معمول18سال

تحصيلات:بنا به گفته خودش ليسانس ولي شما ميتوانيد قضاوت كنيد

شغل:از فعالان مي باشند

سوابق فعاليتي:رئيس انجمن "پايمال كنندگان حقوق مرد"به مدت 70سال،مسئول برگزاري تحصن در محوطه تئاتر شهر،معاون سازمان غير رسمي "شيرزن"حدود نيم ساعت،عضو همه ي NGOهاي فعال در عرصه زنان در هر كجا كه ميخواهد باشد و همچنين سخنگو و وكيل تمامي زنان حق از دست داده.

-سلام خانم فمنيست لو لطفا خودتان را معرفي كنيد و بفرمائيد چرا درعرصه زنان فعاليت ميكنيد؟

فمنيست لو:بسم رب النسوان و الاناث.بنده هم خدمت همسر شما و همه زنان جهان سلام عرض ميكنم و اميدوارم هر كجا كه هستند به حق پايمال شده خودشان برسند و ان شالله اين مردان ظالم خير نبينند كه ما را اسير و عبير كردند.تشكر ميكنم كه با من مصاحبه كرديد و گذاشتيد من نداي زنان مظلوم را به گوش جهانيان برسانم. بنده شهلا فمنيست لو هستم و به دليل علاقه اي كه به زنان دارم و به خاطر ظلمي كه به آنها روا داده ميشود به استخدام فمنيسم درآمدم و با تمام تلاش در حال احقاق حقوق زنان پايمال شده ببخشيد حقوق پايمال شده زنان هستم.

-اگر ممكن است از سوابق فعاليتي خود بگوئيد و بفرمائيد چرا درعرصه زنان فعاليت ميكنيد؟

فمنيست لو:من از سال 1318تاكنون احساس وظيفه كرده ام و وارد صحنه مبارزاتي عليه تبعيض و بي عدالتي شده ام.راستش را بخواهيد تا به حال كار خيلي زيادي انجام نداده ام به جزء تعدادي تحصن و تجمع اعتراض آميز.ولي در نظر دارم كه ان شاءلله اگر خدا بخواهد تمام حقوق پايمال شده زنان را از مردان پس گرفته و به خودشان واگذار كنم.من به دليل علاقه اي كه به زنان دارم و به خاطر ظلمي كه به آنها روا داده ميشود به استخدام فمنيسم درآمدم و با تمام تلاش در حال احقاق حقوق پايمال شده زنان هستم.

-لطفا بفرمائيد خواسته هاي شما فعالان زن در كشور چه چيزهاي است و چرا در عرصه زنان فعاليت ميكنيد؟

فمنيست لو:ما به جان جفت بچه هام قسم خواسته هاي زيادي نداريم و تمام خواسته هاي ما در عين حال كه معدود و انگشت شمار هستند كاملا منطقي و معقول نيز ميباشند.به طور مثال اهم خواسته هاي ما اينهاست كه اولا ما بايد در حقوق، مشابه مردان باشيم دوما ما بايد از حقوق اضافي هم نسبت به مردان برخوردار باشيم سوما حق طلاق يك حق طبيعي بشر است و ما ميخواهيم حق طلاق در انحصار ما زنان باشد و مردان نتوانند تحت هيچ شرايطي ما را طلاق دهند(اشاره به ضرب المثل مال بد بيخ ريش صاحبش)چهارما ارث ما بايد 2سهم و ارث مردان يك سهم باشد تا مردان بفهمند دنيا دست كيست پنجما ديه زنان بايد زيادتر از مردان باشد چون ما زنها خيلي مظلوميم شيشما....... هشتادما حق تحصيل فقط بايد براي زنان باشد چون هوش آنها بيشتر است هشتادويكما مردان نيز بايد آشپزي كنند مگر خون آنها قرمزتر است؟تا همينجا كافيست. اينها بخشي از مهمترين خواسته هاي ما بود ودر مورد قسمت دوم سوالتوان بايد بگويم من به دليل علاقه اي كه به زنان دارم و به خاطر ظلمي كه به آنها روا داده ميشود به استخدام فمنيسم درآمدم و با تمام تلاش در حال احقاق حقوق پايمال شده زنان هستم.

-به نظر شما راه رسيدن به اين خواسته هاي انگشت شمار و كاملا منطقي چيست و چرا در عرصه زنان فعاليت ميكنيد؟

فمنيست لو:به نظر من اولين قدم در راه رسيدن به اين آرمانها به تعداد همه زنهاي روي زمين است و هر زني ميتواند با بي اعتنائي كردن به شوهرش و يا سوزاندن غذا و تهيه كردن آن از بيرون و يا حتي با قهر كردن الكي و رفتن به خانه باباش اين آرمانها را تحقق ببخشد ولي نكته اي كه وجود دارد اينست كه ما زنها بايد با هم متحد شويم و با كمك هم به جنگ اين مردان ضالم برويم و حق خودمان را از آنها بگيريم.بنده به عنوان نماينده تام الاختيار زنان در جهان به آنها ميگويم عاطفه ماطفه را كنار بگذاريد و با شوهرانتان بجنگيد و گرنه تا اخر عمر تو سري خور خواهيد بود.در مورد قسمت دوم سوالتان هم همانطور كه گفتم من به دليل علاقه اي كه به زنان دارم و به خاطر ظلمي كه به آنها روا داده ميشود به استخدام فمنيسم درآمدم و با تمام تلاش در حال احقاق حقوق پايمال شده زنان هستم.

-خانم فمنيست لو لطفا بفرمائيد روند جهاني شدن در وضعيت نگرش زنان به هويت خود و حركت آنان براي احقاق حقوق خود چه چالشهائي را ايجاد كرده و ساختارهاي فرهنگي موجود در جوامع مختلف در اين روند چه تاثيري بر اين مقوله ها خواهد داشت و چرا در عرصه زنان فعاليت مي كنيد؟

فمنيست لو:بله.سوال خيلي خوبي كرديد.همانطور كه ميدانيد جهاني شدن به تعبيري از بين رفتن مرزهاي جغرافيائي موجود است كه در ساختارهاي فرهنگي موجود نگرش به هويت يابي زنان در ديدگاه جوامع مختلف احقاق حقوق زنان در اين عرصه تاثيراتي را گذاشته كه مك لوهان در نظريه دهكده جهاني در رويكرد به هويت به نحوي مطلوب در راستاي سرمايه داري كشورهاي پيراموني به سمت متروپل گرايشهاي تعديل كننده ثروت را در برنامه چهارم بودجه به همراه خواهد داشت و به خدا جوابش رو بلد بودم ولي الان يادم رفته اگر ممكن است سوال ديگري بپرسيد.

ادامه هم دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 9:37  توسط من | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به قول جلال سمیعی و به نقل از همان شاعری که زود مرد من هم به طور غم انگیزی الف-الف هستم که در سال 1362بدون هماهنگی با والدین به طور خود جوش به دنیا آمدم.وقتی به دنیا آمدم خندیدم و دیگران گریستند و همینطور که پیش میرود وقتی بمیرم میگریم و دیگران خواهند خندید.خانواده ام مثل خانواده اغلب آدمهای مشهور خانواده ای مذهبی هستند.از همان ابتدای کودکی مملو از استعداد بودم به طوری که وزنم هنگام تولد 28کیلو بود و الان هم به یاری خداوند و پس از مطالعات بسیار حدود 107کیلو هستم که امیدوارم خداوند مرا نگه دارد.مهمترین ویژگیهای من در چند فاکتور خلاصه میشود و به جز اینها ویژگی دیگری ندارم
1-چاق هستم ولی به جان مادرم اگر انگیزه ای به وجود بیاید قول میدهم سه ماهه 30کیلو کم کنم 2- مجرد هستم ولی مجرد نخواهم ماند ولو با زور(زور یعنی روش احسان صیدافکنی) 3- شوخ طبعم ولی خدا شاهده آدم مسخره ای نیستم 4- کرم کتاب هستم 5- وقتی خدا داشت استعداد نذری میداد من با قابلمه اونجا بودم.
مهمترین فعالیتهای من نیز به شرح زیر است بخوانید و به من افتخار کنید.
1- مدیرعامل کل بخش هنری و فرهنگی و فکری و فهمیدنی خبرگزاری قدس(قدسنا)2- عضو هیئت تحریریه هفته نامه شایان در کرج بزرگ 3- نویسنده روزنامه های مختلفی از قبیل جوان،سیاست روز،همشهری محله، واشنگتن پست، نیویورک تایمز، زسکامسکو، منچستر یونایتد و شیرین فراز کرمانشاه 4-مشاور فکری یکی از مشاوران احمدی نژاد در وزارت فرهنگ و ارشاد به نام ن.م 5- موفق شده ام تعداد 60پرسشنامه 40صفحه ای را در زمان پرسشگری در صداوسیما پر کنم ولقب تراکتور سازمان را به خود اختصاص دهم6- افتخار شرکت در کلاس انسان شناسی فرهنگی و جلسات سخنرانی دکتر فاضلی(اعلی الله مقامه)را داشته ام 7- برگزیده 3دوره متوالی به عنوان بهترین دانشجوی تاریخ کلاسهای استاد احمدنیا 8- دارای دو برادر و یک خواهر بدون داشتن اختلاف با آنها 9- ادا کردن کلمه بابا و مامان در 2سالگی بدون کمک گرفتن از دستانم 10- از مخالفان پروپاقرص تمام ایسم ها علی الخصوص فمنیسم 11-توانسته ام به صورت داوطلب برای پاسخ به سوالات دکتر فرهادی به پای تخته بروم 12- جلوگیری از مشروط شدنم در سومین ترم متوالی با غیرت تمام 13 برای امرار معاش طنز مینویسم وگرنه طنز نویس نخواهم ماند14-با کودکان مهربان هستم... 100-دارای 100افتخار در 24سالگی

نوشته های پیشین
خرداد 1388
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
پیوندها
عليرضام
كوله به دوش
خبرگزاری قدس(قدسنا)
تيله ي 1
تيله ي 2
جامعه شناسي كيلو چند
وبلاگ جديد رضا محبي
شمع وجود
دست نوشت من
باران بهاري
هر چي از فلسفه علم بخواهيد توش هست
استاد فاضلي
رويا
نشريه ايران
مجتبي نا تپل
اينجا هر كسي نياد
همه زندگي من
از زندگي
فنا
آخر طنز نويسها
جامعه شناسها سر بزنن
محسن صفائي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM